نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
قمه زني: آبروداري يا آبروريزي شيعه
  قمه زني: آبروداري يا آبروريزي شيعه
تحليل و نقد فيلم قمه زني حقيقت مظلوم

تحليل و نقد فيلم قمه زني حقيقت مظلوم

فيلم قمه زني حقيقت مظلوم بحث و جدلهايي را در پي داشته است و موافقان و مخالفاني پيدا كرده است . در اين مقاله تصميم داريم كه تحليل و نقدي را در اين باره داشته باشيم .

ابتدا تذكر چند نكته :

1- هدف ما از نقد اين فيلم نقد نظريات مطرح شده در اين فيلم مي باشد و به هيچ وجه نقد شخصيتها نيست . بنابراين همه شخصيتهايي كه در اين فيلم صحبت كرده اند براي ما مهم و قابل احترام هستند . بنابراين اگر نامي از اين افراد برده ميشود صرفاً به جهت مستند كردن و انتساب دادن صحبتها ميباشد و منظور ديگري از آوردن نام اشخاص نداريم .

2- هدف از نقد، مخالفت كردن نيست چنانكه ما با بعضي از صحبتهايي كه در اين فيلم شده است كاملاً موافقيم و حتّي براي برخي صحبتهاي مطرح شده ، گذشته از تأييد، نظرات تكميلي نيز داريم كه ارائه ميشود و صرفاً بخشي از نظرات مطرح شده در اين فيلم هست كه ما روي آنها بحث داريم .

3- تحليل و نقد اين فيلم چون كمي طولاني و پر حجم ميشود ما به تدريج مقالات خود را ارائه ميدهيم و آنها را شماره بندي ميكنيم و به تدريج به شماره هاي آن افزوده مي شود . بنابراين تا زمانيكه پايان اين مقاله را اعلام نكرده ايم ،اين مقاله ادامه دارخواهد بود .

4- از دوستان عزيز ضمن اينكه مي خواهيم منتظر ادامه اين مقاله باشند درخواست ميكنيم كه با نظرات تكميلي خود ما را راهنمايي فرمايند.

قسمت اول :

سي دي شماره 1:دقايق 19:43 تا 20:40

حضرت حجه الاسلام جناب آقاي امامي :اونقدر كه با عزاداريها مبارزه شده است با هيچ چيز ديگري نشده است ،روشنفكرها به محض اينكه قلم به دست مي گيرند شروع مي كنند درباره عزاداري مطلب مي نويسند كه اقا اين كارها چيه ؟ سينه زني چيه ؟ روضه خواني چيه ؟ ...  

چرا؟ ايا اين جاي سوال براي عقلا نيست ؟براي شيعيان سوال نيست كه چرا دشمنان اينقدر حساسيت دارند . خب اسلام انهمه مطلب دارد . اقتصاد دارد ...چرا با نماز اينقدر مبارزه نمي شود ؟...

تحليل و نقد :

صحبتهاي جناب آقاي امامي كاملاً بجا وصحيح است . اينكه يكي از اهداف دشمنان شيعه مبارزه با عزاداري است بحثي در آن نيست . امّا نكته اي كه همينجا بايستي قبول كنيم اين است كه تنها راه مبارزه با عزاداري ،حذف عزاداري نيست، بلكه هزار و يك راه وجود دارد ، همچنانكه براي مبارزه با هر عقيده و مكتبي روشهاي مختلفي وجود دارد ، براي مبارزه با عزاداري نيز روشهاي مختلفي نيز هست .

ما در ادامه مقاله به برخي از روشهاي مبارزه با عزاداري اشاره مي كنيم و خواهيم گفت و ثابت هم مي كنيم كه برخي از كار ها هست كه ما فكر مي كنيم ترويج عزاداري است امّا واقع قضيه اين است كه مبارزه با عزاداري است . از جمله اين روشها كه اشاره مي كنيم ،بي محتوا نمودن عزاداريها از طريق جدا كردن شعور از شور حسيني ،رواج افراط گريها در بعضي از صور عزاداري ، غلو كردنها ، تحريف هاي مختلف لفظي و معنوي ، فراموشي فلسفه عزاداري و ... مي باشد .

قسمت دوم :

سي دي شماره 1 : دقايق 20:40 تا 24:11

حضرت حجت الاسلام جناب اقاي امامي : ... تمامي آن عزاداريهايي كه انجام ميشود در واقع برخاسته از مسائلي است كه در عاشورا و واقعه كربلا رخ داده است . يعني اگر مردم به خودشان زنجير ميزنند ، اينها مي خواهند يا دآوري كنند بلا هايي كه بر امام زين العابدين وارد شده است ، شلاقهايي كه به بچه هاي امام حسين (ع) و حضرت زينب زدند ، اين را مي خواهند باز سازي كنند ...اگر قمه ميزنيم به اين خاطر است كه يادي از آن ضرباتي كه بر بدن امام حسين (ع) وارد شده ، كنيم و مي خواهيم آن صحنه ها را زنده كنيم

تحليل و نقد : 

صحبتهايي كه جناب آقاي امامي فر مودند پيرامون فلسفه عزاداري و قمه زني است . از ميان اين صحبتها سؤال و بحث مهمي كه ممكن است مطرح شود اين است كه زنده نگه داشتن يك واقعه چگونه امكان پذير است و چگونه ميتوان يك واقعه را زنده نگه داشت .

برخي ها پيشنهاد ميكنند كه از طريق "باز سازي و تكرار آ ن واقعه " مي توان يك واقعه را زنده نگه داشت .

مثلاً فيلمي بر اساس واقعه كربلا ساخته شود يا تئاتر و نمايشنامه اي تهيه شود .

امّا هر واقعه اي كه بخواهد زنده نگه داشته شود تا " ويژگي بارز آن واقعه" شناخته نشود ، باز سازي آن بدون هدف و فاقد تأثير مهمي خواهد بود .

مثلاً فرض كنيد ما مي خواهيم واقعه جنگ هشت ساله را براي مردم زنده كنيم و برويم فيلمي در باره جبهه هاي جنگ بسازيم يا حتّي فيلمهاي مستندي كه تهيه شده را پخش كنيم ، آ نچه كه به نمايش در مي آيد صرفاً پرتاب گلوله ها ، شليك تفنگها و حركت تانكها، جنب وجوش رزمنده ها و كشته و زخمي شدن آنها خواهد بود . اين تكرار و باز سازي گرچه ممكن است به ياد آوري منجر شود اما چون " ويژگي بارز دفاع مقدس " شناخته نشده ، پخش فيلمهاي آن نيز ، بهره چنداني را در پي نخواهد داشت .

قبل از اينكه هر واقعه اي بخواهد باز سازي شود و براي مردم بيان شود بايستي به دو سؤال مهم پاسخ داد : 1- در آن واقعه چه چيزي نهفته است كه لازم است آن واقعه در خاطره ها زنده بماند 2 - آن واقعه چه ضرورتي براي دنياي امروز ما دارد و چه مشكلي را مي تواند از مشكلات امروزه جامعه ما حل كند و زنده نگه داشتن آن چه تأثيري بر روند مسائل جامعه دارد .

برخي ها بدون اينكه به اين دو سؤال مهم پاسخ دهند يك راست ميروند سراغ بازسازي يك واقعه ، و چون نميدانند چه چيزي را چگونه بگويند دچار انحراف ميشوند و به مسائلي از آن واقعه مي پردازند كه حواشي آن محسوب مي شود و در درجات پائين قرار دارد .

در مورد قضيه عاشورا متأسفانه اين قضيه ا تفاق افتاده است ، خيلي از مراسم عزاداري دچار انحراف از فلسفه عزاداري شده اند چرا كه بر پا كنند گان ، واعظان و مداحان توجه ا ي به ويژگي بارز عاشورا و تأ ثير آ ن در حيات جامعه امروز ي ندارند ، لذا هدف در عزاداريها صرفاً گريستن شده است و صرفاً به اين دليل بر گزار مي شود چون كه محرم شده است .

با اين نگاه كه زنده نگه داشتن يك واقعه از طريق باز سازي آن ممكن است، قمه زني فاقد آن فلسفه است چرا كه قمه زني ، باز سازي واقعه عاشورا نيست چرا كه در روز عاشورا ، هيچ كس قمه را بر سر خود نمي زد و اصلاً اين عمل نبوده كه بخواهد باز سازي شود .

گر چه با اين نگاه بتوان براي شبيه خواني - اگر فاقد تحريف باشد - فلسفه و منطقي را پيدا كرد اما قمه زني از اين نگاه فاقد فلسفه و منطق است .

روش دومي كه برخي براي زنده نگه داشتن يك واقعه پيشنهاد مي كنند " ابراز احساسات پيرامون آن حادثه " است . در اين روش واقعه باز سازي نمي شود و يا اگر هم بازسازي شود و به تصوير كشيده مي شود و يا نقل مي شود . افراد احساسات خود را ابراز مي كنند . مثلاً در ايام دهه ء فجر، مردم شعارهاي مرگ بر شاه و مرگ بر بختيار نمي دهند بلكه صرفاً از پيروزي انقلاب ابراز خوشحالي مي كنند . ويا در ايام اعياد مذهبي مردم ابراز شادماني مي كنند و در ايام شهادت ائمه (ع) مردم عزا داري مي كنند و اظهار حزن و اندوه مي كنند .

اين روش هم به شرط آنكه فاقد تحريف باشد مورد قبول و منطقي است . در اين روش هم باز قمه زني فاقد فلسفه صحيح مي باشد چرا كه آنچه اظهار حزن و اندوه محسوب مي شود ، اظهار ناراحتي ، حزن و اندوه ، گريه كردن و حتي تا حدي به سر و سينه زدن است . اما رسم نيست كه افرا د قمه بر سر خود بزنند و آنرا نمادي از اظهار حزن كنند .

اما روش سومي كه برخي پيشنهاد مي كنند تلفيقي از دو روش قبل است . يعني مي گويند احساسات ابراز نمي شوند و به جوش وخروش در نمي آيند مگر اينكه انسان در بطن قضيه قرار بگيرد و مصيبت را عيناً درك كند . وبهترين روش عزاداري اينست كه عزادار ، دقيقاً مصيبت مصيبت ديده را بر خود تحميل كند .

موافقان قمه زني از اين ديد فلسفه قمه زني را بيان مي كنند و مي گويند كه ما زماني مي توانيم مصيبت امام حسين (ع) را درك كنيم كه خودمان را در معرض ضربات شمشير قرار دهيم تا بفهميم كه امام حسين (ع) چه ها كشيده و صرفاً گريه كردن نميتواند حامل اين مصيبت باشد بلكه بايستي مصيبت را بر خود وارد كرد .

اما اينطور استدلال كردن داراي اشكالات فراواني است كه ما به برخي از آنها مي پردازيم . ابتدا به چند طرح پيشنهادي كه بر اساس اين فلسفه قابل ارائه است مي پردازيم .

1- طرح هايي براي بزرگداشت سال پيامبر اعظم :امسال سال پيامبر اعظم(ص) است و خيلي بحث مي شود كه ياد پيامبر را زنده نگه داريم . ما در حديث نبوي داريم كه پيامبر (ص) فرمودند هيچ پيامبري به اندازه من اذيت نشده است . حال ما بخواهيم ياد پيامبر را زنده كنيم و ياد مصائب پيامبر را زنده كنيم چه كار بايستي انجام دهيم .

و اينك يك سؤال ... اگر يك نفر طرحهاي زير را براي زنده نگه داشتن ياد پيامبر اعظم بدهد شما چه نظري در اين باره داريد .

الف) همانطور كه مي دانيد پيامبر براي هدايت امتش سختي هاي زيادي را تحمل كرده اند ، در تاريخ نقل شده است كه وقتي پيامبر از كوچه هاي مكه عبور مي كردند برخي از پشت بامها خاكستر و زباله بر سر پيامبر مي ريختند و حتي برخي شكمبه گوسفند را بر سر پيامبر مي ريختند . بنابر اين پيشنهاد مي شود به جهت اينكه يادي از آن مصيبت هايي كه بر پيامبر وارد شده است بكنيم مراسم خاكستر و زباله به سر ريختن را ه بيندازيم تا يادي از آن لحظات سخت پيامبر شود .

ب) همچنانكه مي دانيد در جنگ احد، سختي هاي زيادي به پيامبر وارد شد به طوريكه دندان پيامبر در اين جنگ شكسته شد و نقل كرده اند كه وقتي خبر شكسته شدن دندان پيامبر به اويس قرني رسيد ، اويس از بسكه پيامبر را دوست داشت دستش را مشت كرده و به دهانش زد بگونه اي كه دندان اويس نيز شكست . بنابر اين پيشنهاد مي شود به جهت اينكه يادي از مصيبتهايي كه بر پيامبر اعظم(ع) واد شده است در سالروز جنگ احد ، مراسم دندان شكني به ياد شكسته شدن دندان پيامبر راه اندازي شود .

2- طرحي براي زنده نگه داشتن ياد و خاطره حضرت علي(ع) :

در جنگ احد حضرت علي (ع) دلاويهاي زيادي از خود نشان دادند و در اين جنگ ضربه هاي زيادي بر بدن حضرت وارد شد كه گفته اند 80 ضربه شمشير بربدن ايشان وارد شد. بنابر اين پيشنهاد مي شود كه در سالروز جنگ احد ، مردم عزيز با شمشير 80 جاي بدنشان را زخمي كنند تا يادي از ضربه هاي شمشير كه به امام علي(ع) وارد شده را زنده نگه دارند.

3- طرحي براي عزاداري شب شهادت حضرت علي(ع) :

همانطور كه مؤمنين مي دانند حضرت علي(ع) در شب نوزدهم توسط ضربه شمشير زهر آلود ابن ملجم به بستر شهادت افتادند . لذا از همه عاشقان واقعي حضرت علي (ع)درخواست مي شود كه به جهت ياد كردن عملي از مصيبت حضرت علي (ع) با زدن قمه هاي زهر آ لود در اين شب ، ياد آ ن حضرت را زنده نگه دارند .

4- طرحي براي عزاداري امام موسي بن جعفر (ع) :

همانطور كه مي دانيد امام موسي بن جعفر (ع) سالهاي متمادي در زندان بودند (بين 7 تا 14 سال ) و در زندان نيز به شهادت رسيدند . لذا پيشنهاد مي شود به جهت اينكه يادي از مصيبتهاي حضرت موسي كاظم (ع) شود مردم عزيز به مدت يك هفته خود را در خانه ها و تكايا و مساجد زنداني كنند تا يادي از زندان هاي امام موسي كاظم (ع) شود .

5- طرحي براي عزاداري حضرت رضا (ع) :

نظر به اينكه امام رضا (ع) را توسط سم به شهادت رساندند و امام بعد از خوردن سم ، تا رسيدن به خانه چندين بار در حاليكه راه مي رفتند نشستندو سپس بر خاستند . لذا به جهت عزاداري واقعي امام رضا (ع) پيشنهاد مي شود مردم عزيز در روز شهادت امام رضا (ع) كمي سم بخورند و هروله كنند و حد اقل 10 مرتبه در ميان راه رفتنشان بنشينند تا مصيبتي كه بر امام وارد شده را با تمام وجود حس كنند .

6- طرحي براي زنده نگه داشتن ياد عاشورا :

همانطور كه مي دانيد در تاريخ اسلام مهمتر از واقعه عاشورا واقعه اي وجود ندارد و همه ائمه بزر گوار در زنده نگه داشتن مجالس حسيني تأ كيد داشتند لذا به جهت زنده نگه داشتن ياد و خاطره عاشورا و در پيروي از تو صيه هاي امام راحل كه مي فرمودند : محرم و صفر را زنده نگه داريد كه ما هر چه داريم از محرم و صفر است . پيشنهاد مي شود كه مراسم زير برگزار شود .

الف) تشنه نگه داشتن بچه هاي شير خواره : به جهت اينكه اطفال امام حسين (ع) تشنه بودند . از مادران گرامي تقاضا مي شود جهت همدردي با حضرت علي اصغر (ع) از روز تاسوعا تا ظهر عاشورا به بچه هاي خود آب ندهند و آنها را شير نيز ندهند .

ب) مراسم در دست گرفتن بچه هاي شيرخواره در ظهر عاشورا : به جهت تأ سي از عمل امام حسين (ع) از همه خانواده هايي كه بچه هاي شير خواره دارند تقاضا مي شود كه در روز عاشورا ، بچه هاي شير خواره را بالا ي دست بگيرند .

7- طرحي براي زنده نگه داشتن 8 سال دفاع مقدس :

چون رزمندگان ما در طول 8 سال دفاع مقدس حماسه هاي زيادي را آ فريدند و سختي هاي زيادي را متحمل شدند لذا پيشنهاد مي شود به جهت زنده نگه داشتن ياد آن سالها ، در هفته دفاع مقدس مراسم سينه خيز در شب در سطح خيابانهاي شهر اجرا شود. چرا كه رزمندگان در شبهاي عمليات به صورت سينه خيزپيشروي مي كردند . اين طرح بدين صورت است كه در يكي از شبهاي هفته دفاع مقدس ، مردم در خيابانها حد اقل 100 متر را سينه خيز روند تا يادي از سختي هاي دوران دفاع مقدس در ذهن مردم زنده شود .

نتيجه گيري : ممكن است خيلي ها به اين طرحها بخندند و ايراد بگيرند كه آقا اين ديگر چه روش زنده نگه داشتن واقعه اي است . كدام عقل سليمي اين روشها را تأييد مي كند ؟.

در پاسخ بايد گفت : اين روشها مأ خوذ از روش احياي واقعه از طريق" وارد كردن مصيبت مصيبت زده به افراد " است ، و دقيقاً قمه زني بر اساس همين فلسفه بنا شده و تبليغ مي شود . و اگر اينها اشكال دلرد پس قمه زني هم اشكال دارد و اگر اينها خنده دار و مايه تمسخر است پس قمه زني نيز همين طور است .

مدافعان قمه زني كه از همين منظرفلسفه قمه زني را بيان مي كنند و مي گويند كه ما قمه را به ياد ضرباتي كه بر امام حسين (ع) وارد شده مي زنيم ، گر چه ممكن است از روي نيت خالص و از روي عشق و علاقه اين حرف را بزنند اما نميدانند كه از يك طرف چه حرف خطر ناك و از طرف ديگر چه حرف خنده داري مي زنند .

اولاً: با همان فرضي كه اينان مي گويند ما به ياد همان ضرباتي كه بر امام حسين وارد شده است قمه ميزنيم ، همين ياد آ وري مصيبت نيز اتفاق نمي افتد . چون خيلي فرق است بين شمشيري كه دشمن از روي شدت و كينه و به قصد كشتن وارد مي كند با ضر به هاي آ هسته اي كه فرد با احتياط به خودش مي زند و مواظب است كه اتفاقي نيفتد . اگر كسي واقعاً مي خواهد ذره اي بفهمد بر امام حسين (ع) چه مصيبتي وارد شده است اين شمشير را بايستي آنچنان محكم آنهم نه تنها بر فرق سر بلكه به جاهاي مختلف بدن خود وارد كند به طوريكه جسمش نقش بر زمين شود .

تازه بايستي اين فرد كلي بدود و تشنگي هم نيز بكشد تا ذره اي از تشنگي امام را درك كند .

ثانيا: من يك روش بهتري به افرادي كه مي خواهند بفهمند امام حسين (ع)چي كشيده ياد مي دهم كه دقيقا بر اساس همان منطقي استوار است كه قمه زني از دل ان بيرون مي ايد .

اين عمل به اين صورت است كه افراد قمه زن پس از وارد كردن ضربات سنگين (نه آهسته )قمه بر جاهاي مختلف بدن خود ،به طوريكه ضعف همه وجودشان را فرا بگيرد ،روي زمين دراز بكشند و عده اي اسب سوار هم اسب هاي خود را نعل كرده و با اسبها روي بدنهاي قمه زنها بتازند و چند مرتبه اين عمل را تكرار كنند تا اين بدنها درست و حسابي توسط سم و نعل اسبها لگدكوب شود تا اين افراد قمه زن بفهمند و عملا درك كنند كه امام حسين در ان لحظات اخر كه سپاه عمر سعد با اسبهاي نعل شده بر بدن امام حسين (ع) تاختند چه مصيبتي بر امام وارد شد . عده اي هم سنگ پرتاپ كنند و عده اي هم نيزه بردارند و به بدن قمه زنها سنگ و نيزه پرتاپ كنند تا عملا ياد مصيبتهاي امام حسين (ع) زنده شود .

آيا كسي حاضر است اين روش را قبول كند ؟و سؤال مهمتر اينكه اشكال اين روش مگر چيست و كجاي ان ايراد دارد؟

من به اين دليل مي گويم اين فلسفه قمه زني ، منطق و فلسفه اش هم خطرناك و هم خنده دار است چرا كه از دل اين منطق صدها روش غلط عزاداري بيرون مي ايد كه خيلي ها نه تنها ان را قبول ندارند بلكه به ان مي خندند و ان را به تمسخر مي گيرند . حتي قمه زنها نيز ان را به تمسخر مي گيرند و مي گويند اين كارها و اين مسخره بازيها چيست .

اما من مي گويم اين اعمال و اين روشهاي جديد عزاداري دقيقا از فلسفه و منطقي استخراج شده است كه قمه زني از دل همان فلسفه و منطق بيرون امده است و اگر اين روشها اشكال دارد ،قمه زني نيز اشكال دارد .

خلاصه :

فلسفه و منطقي كه حضرت حجت الاسلام جناب اقاي احمدي درباره قمه زني بيان مي كنند ،گر چه ممكن است از روي اخلاص و به جهت همدردي با امام حسين (ع) هم باشد ،اما فلسفه فاقد محتواي عقلي است چرا كه از دل ان صدها روش عزاداري غلط بيرون مي ايد كه وقتي همين ها به طرفداران قمه زني عرضه شود و گفته شود كه اين روشها بر اساس منطق شما قابل استناد و استخراج است ،حتي خود انها نيز قبول نمي كنند .

اين فلسفه و منطق در هيچ جاي دين اسلام بيان نشده است و هيچ توصيه ديني نداريم كه افراد بيايند عين مصيبت را بر خود وارد كنند تا بفهمند صاحب مصيبت چه احساسي داشته است . اگر قرار بود اين روش مورد قبول دين ما باشد اين روش را قبل از ما خود ائمه (ع) اجرا مي كردند . اين قمه ها را بايستي امام سجاد(ع) بر سرش مي زد كه واقعه كربلا را ديده بود . امام باقر(ع) و امام صادق (ع)بايستي قمه زني مي كردند كه انهمه توصيه به زنده نگه داشتن عاشورا داشتند . ساير ائمه (ع)بايستي اين كارها را مي كردند كه بيش از هر كس ديگري در اين دنيا به امام حسين (ع)عشق و ارادت مي ورزيدند .

اما ائمه (ع) خوب مي دانستند كه با اين اعمال عاشورا زنده نمي شود و پيام عاشورا به نسل هاي بعدي منتقل نمي شود. انها به جاي اين كارها ،زيارت عاشورا را به ما ياد دادند كه پر از مفاهيم عميق ديني و حماسي است . و توصيه به سيره و روش و پيام امام حسين (ع) داشتند ،نه اين خودزنيها و قمه زدنها و ساير اعمال ديگر كه بر اساس هيچ منطق عقلي مورد تاييد نيست .

********************************************************************************************************

قسمت سوم :

سي دي شماره 1 دقايق 39: 24 تا 12: 37

خلاصه صحبتهاي حجج اسلام آقايان واعظي ، مهدي پور ، حسيني و احمدي و مداح بزرگوار جناب حاج آقاي خلج ، پيرامون مبناي فقهي عزاداري و حد و حصر ان :عزاداري حد و حصرخاصي ندارد و نمي توان عزاداري را به نوع خاصي محدود كرد ، بنابراين هر عملي كه عنوان عزاداري پيدا كند صحيح و مورد تأئيد دين است .

تحليل و نقد :

قسمتي از سخنان بالا قابل قبول است و قسمتي غير قابل قبول مي باشد . اينكه عزاداري را نمي توان به نوع خاصي محدود كرد حرف صحيح و درستي است اما اينكه عزاداري حد و حصر خاصي ندارد ، اگر به مفهوم خارج كردن عزاداري از حوزه نقد است و خط قرمز كشيدن براي نقد عزاداريهاست حرف كاملاً باطل و بي اساسي است .

هيچ عملي در دين وجود ندارد كه در ترازوي صحت و بطلان قرار نگيرد . نماز كه بالا ترين عمل مذهبي است و ستون دين معرفي شده است ، دهها عامل مي تواند باعث بطلان آن شود . و خداوند هيچ عملي را در دين قرار نداده كه آ ن را از حوزه نقد و تحليل خارج كرده باشد .

بنابر اين عزاداري نه تنها حد و حصر دارد بلكه عوامل زيادي مي تواند باعث بطلان آ ن شود و همين عمل مستحب ممكن است تبديل به عملي حرام و باطل گردد .

البته اين صحبتها ممكن است در نقد صحبتهاي اين بزرگواران نباشد بلكه تكميل كننده آنها باشد . اما چون بحث حد وحصر عزاداري را آقايان مطرح كرده اند ما نيز به آن مي پردازيم .

حد وحصر عزاداري :

همه انواع عزاداريها از سه جنبه ء 1- هدف (جهت) 2- محتوا 3- شكل قابل نقد و تحليل هستند .

1- هدف (جهت) عزاداري : عزاداريها بايستي هدفمند باشند ، اگر هدف و جهت عزاداري گم شود فاقد خاصيت و تأ ثير مثبت خواهد بود و ممكن است تأثير منفي هم بگذارد

اما عزاداريها چه هدفي مي توانند داشته باشند . براي شناخت هدف در عزاداري ، ابتدا بايستي انديشه و هدف صاحب مصيبت شناخته شود تا چنانچه عزاداري صورت گيرد نسبت به تحقق آن انديشه و هدف، عملي صورت گيرد .

آيه قران مي فرمايد: " يا ايها الذين آمنوا كو نوا انصار الله كما قال عيسي بن مريم للحوا ريون من انصاري الي الله قال الحواريون نحن انصار الله"

اي كساني كه ايمان آورده ايد ياوران خدا باشيد ، همچنانكه عيسي بن مريم به حواريون گفت : چه كسي يار من به سوي

خدا ست ، حواريون گفتند : ما ياوران خدا هستيم .

پيام آ يه و حرف خدا اين است كه بياييد يار خدا باشيد . كاري براي خدا انجام دهيد ، سپس خداوند شاهد مثال مي آورد كه شما همچون حواريون حضرت عيسي باشيد كه تا حضرت عيسي طلب ياري كرد به كمكش شتافتند .

جمله حواريون كه نحن انصارالله و تأئيد قران بر اين جمله ، حكايت از اين دارد كه ياري كردن پيامبر در هر زمان ياري كردن خداوند است . و به تبع آن ياري كردن امام هر زمان ياري كردن خود خدا ست .

گذشته از اين آيه ، خود امام حسين (ع) در كربلا و عاشورا ندايش طلب نصرت بود . " هل من ناصرِ ينصرني " . آيا كسي هست كه مرا ياري كند . هدف امام از ياري گرفتن ، تحقق اسلام واقعي و ريشه كن كردن ظلم وفساد بود و رسيدن به اين هدف جز با كمك خواستن از ديگران امكان پذير نيست .

بنابراين نداي خداوند ، يار گرفتن است ، نداي همه پيامبران و ائمه نيز يار گرفتن است . نداي امروز امام زمان نيز همان جمله امام حسين (ع) است كه مي فرمود " هل من ناصر ينصرني "

حال كه ما مجالس عزاداري بر پا مي كنيم هدفمان از اين مجالس بايستي ياري كردن امام حسين (ع) در راهي كه او شروع كرده بود باشد . هدف از عزاداري كمك به تحقق بخشيدن اهداف و انديشه هاي امام حسين(ع) بايستي باشد . اين هدفمندي در بر پايي مجالس عزاداري بيشترين اهميت رادارد و به محتوا و شكل عزاداري _يعني 2 عامل ديگر _جهت ميدهد و در آنها تأ ثير مي گذارد و كيفيت آنها را تغيير ميدهد . همين هدفمند بودن عزاداريها در قبل از انقلاب بود كه باعث پيروزي انقلاب شد . چرا كه مردم مي ديدند اگر بخواهند كاري حسيني بكنند بايستي با طاغوت بجنگند . شاه آنروز و سردمداران حكومتي، حكم يزيديان را پيدا كردند لذا مبارزه با آنها كاري حسيني قلمداد ميشد .

بنابراين عزاداري مقدمه رسيدن به يك هدف برتر و متعالي تر است . بر پايي عزاداري ، مقدمه ياري كردن امام حسين (ع) است . اما خيلي اتفاق مي افتد كه فلسفه عزاداري فراموش مي شود و عزاداري از مقدمه بودن به هدف بودن تبديل مي شود . يعني عزاداري في نفسه مقدس مي شود و بر پايي آن تبديل به هدف مي شود . آن وقت شاهد مراسم عزاداري براي عزاداري هستيم ، نه عزاداري براي ياري كردن امام حسين(ع) .

اما خطر اين نوع عزاداريها چيست ؟

خطر مهم اينست كه عزاداران فكر مي كنند آخر خط همينجاست ، چون عزاداري خودش تبديل به هدف شده است لذا پرداختن به عزاداري آ خر خط تلقي مي شود . و وقتي هم فكر كردند كه ديگر آخر خط است ، جلوتر نمي روند و فقط در آن تنوع ايجاد مي كنند و به جاي رشد كمالي و عمودي ، رشد سطحي و افقي پيدا مي كنند . وقتي هم اين اتفاق افتاد تنوع در عزاداريها روز به روز بيشتر مي شود .

قبلاً به سينه مي زدند ، حالا به پا مي زنند ، قبلاً با لباس سينه مي زدند ، حالا لخت مي شوند ، قبلاً با دست سينه مي زدند حالا مي خواهند تيغ زني و قمه زني كنند .

عزاداري وقتي خودش هدف شد ، ديگر چيزي گفته نمي شود كه دانسته شود بلكه گفته مي شود كه گريانده شود . ديگر آنچه گفته مي شود انسانها را به فكر فرو نمي برد بلكه احساسات را بر مي انگيزاند . ديگر نمي گويند چرا امام حسين (ع) كشته شد بلكه مي گويند چگونه كشته شد . ديگر صحبتي از امام قبل از تاسوعا و عاشورا نيست .

وقتي عزاداري خودش هدف شد ، ديگر از اينكه هدف امام حسين (ع) چه بود ، چه چيزهايي گفت ، چگونه عمل كرد ... بحثي به ميان نمي آيد . ديگر توي عزاداريها از اينكه ياران امام حسين (ع) چگونه آمدند و چگونه انتخاب كردند بحثي نمي شود بلكه صحبت از چگونه كشتنشان است . حر چگونه كشته شد ، جون چگونه كشته شد ، حضرت علي اكبر و حضرت ابوالفضل چگونه كشته شدند ، حضرت علي اصغر چگونه كشته شد .

در عزاداري براي عزاداري ، بحث مهم فقط برانگيختن احساسات صرفاً حزن آلود است . ديگر از اينكه حضرت زينب (س)چگونه پايمردي كرد و چگونه در كوفه وشام خطبه خواند و چه ها گفت چيزي گفته نمي شود ، بلكه اينگونه گفته ميشود كه قدش خميده شد و مثل پير زنها راه مي رفت .

در عزاداري براي عزاداري ، انديشه به بحث گذارده نمي شود ، جسم وهيكل به نمايش گذاشته مي شود ، قد وهيكل ، موها و بازوها ، چشمها وابروان توصيف مي شوند . اين است خطر مهم كه امروزه عزاداري ما به آن گرفتار شده است يعني بي هدف شدن عزاداري .ميليونها تومان خرج ميشود ، ساعتها وقت گذاشته مي شود اما بهره اندكي نصيب مي شود و حتي در برخي از اين عزاداري ها چيرهاي ضد ديني از آنها بيرون مي آيد

.2- محتواي عزاداري: وقتي عزاداري هدفش را گم كرد اولين تأثيرش را در محتواي عزاداري مي گذارد ، بين عزاداري براي ياري كردن براي امام حسين (ع) با عزاداري براي عزاداري خيلي فرق هاست . در قسمت قبل به برخي از اين تفاوتها اشاره كرديم و در اينجا نيز بيشتر به آن مي پردازيم . وقتي هدف عزاداري گم شود و عزاداري از مقدمه بودن به هدف بودن ارتقا پيدا كرد ، آنچه كه رخ مي دهد متأسفانه خيلي دردآور و مايه تأسف است . عزاداران فكر مي كنند اگر به مجالس حسيني بروند و اشكي بريزند و سينه اي بزنند و دسته اي راه بيندازند يا قمه زني كنند ديگر كار تمام شده است . اينها به محض اتمام زمان عزاداري ، كار و وظيفه ديگري براي خود قائل نيستند و خيلي راحت زندگي عادي اشان را شروع مي كنند و اصلاً يادشان ميرود كه اينها صدها بار حسين حسين گفته اند . .

اما كجا اين حسين حسين گفتن يادشان مي رود ؟

زما ني كه عزاداري تمام ميشود و مي بينند كه فساد در جامعه همچنان رو به گسترش است تأ ملي در خويش نمي كنند كه آيا اينها به ما ربطي دارد يا خير ؟ در مقابل خيلي چيزها ساكت هستند و اينها كه 10 روز يا 2 ماه عزاداري كرده اند قبل و بعدشان با هم فرقي نكرده است . و حتي ميبينيم جامعه نيز فرقي نكرده است . آخر بايستي فرقي باشد بين كسي كه حسين حسين مي گويد و كسي كه نمي گويد . اينها متأسفانه خيلي هاشان به مسائل اجتماعي جامعه توجهي نمي كنند . به آنچه كه دور و برشان اتفاق مي افتد لحظه اي تأمل نمي كنند . با اينكه سيره و روحيه امام حسين (ع) اصلاحگري ، روشنگري و بهبود امور بود اين روحيه به عزاداران منتقل نمي شود . چرا كه د رفلسفه عزاداري براي عزاداري حد اكثر چيزي كه تسلي دل ائمه (ع) است گريه كردن و بر سر و سينه زدن است اما در عزاداري براي ياري كردن امام حسين(ع) آنچه تسلاي دل نه تنها ائمه (ع) بلكه خداوند وتمامي پيامبران از آدم تا خاتم است ، تلاش در تحقق بخشيدن هدفي از اهداف امام حسين (ع) است .

در عزاداري براي عزاداري ، تربيت عزاداران بر اين مبنا استوار است كه چگونه شور بگيرند . چگونه به سر وسينه بزنند . چگونه همخواني و همراهي كنند . اما در عزاداري براي ياري كردن امام حسين (ع)، انسانهاي حماسي ، بصير ، جامعه شناس و جهان شناس و دين شناس و زمان شناس تربيت مي شوند كه بتوانند امروز منشأ اثر شوند .

در عزاداري براي عزاداري ، از منافع و روشهاي قمه زني خيلي بحث مي شود اما در عزاداري براي ياري كردن امام حسين (ع) بجاي اينكه توصيه كنند كه چگونه قمه را بر سر زنند ، ساعتها مطلب گفته مي شود از انديشه هاي امام حسين (ع) كه تا شايد اينها به مغز فرو رود و در دل جاي گيرد . انچه كه امام حسين (ع) مي خواهد ،يافتن و تربيت شدن كساني است كه انديشه او را بگيرند و در دنياي امروز به كار گيرند

. 3- شكل عزاداري : وقتي هدف عزاداري گم شد ،به تبع ان محتوا نيز تغيير مي كند و به تبع ان هم شكل عزاداري هم تغيير مي كند . عزاداري چشم گيرتر اما بي محتواتر مي شود . علم ها و پرچم ها زياد مي شود ،طبل ها و سنج ها زياد مي شود ،شورها و بر سر و سينه زدنها زياد مي شود ،تيغ زدنها و قمه زدنها زياد مي شود ، قلاده به گردن مي اويزند و عو عو مي كنند ،د ركربلا و به سمت حرم سينه خيز مي روند ،و دهها نوع عمل ديگر

در عزاداري براي عزاداري ،چون آخر خط ، خود عزاداري است ،تنوع به اوج خود مي رسد ،چرا كه اخر خط همين جاست و هر كاري كه مي شود بايستي انجام داد . اين نوع عزاداري چون مرحله بعدي ندارد و كاري نيست كه بعدا بشود انجام داد ،همه تلاشها و فكرها براي تنوع بخشيدن به ان صورت مي گيرد .

اما در عزاداري براي ياري كردن امام حسين (ع) شكل عزاداري بسيار ساده ،متين و ارام است . فرد شايد يك ساعتي بيشتر در مجلس روضه ننشيند ،اما مي داند كه اگر بخواهد حسيني باشد خيلي كارها بايستي بكند . او چون جهان شناس و زمان شناس است با نگاهي به اينترنت و ماهواره ها و رسانه ها و وضعيت فكري مردم جهان امروز در فكر اين است كه : 1- اگر امام حسين (ع) در دنياي امروز ما بود به چه مسائل و كارهايي مي پرداخت . 2- چگونه مي شود انديشه هاي امام حسين (ع) را در جهان امروز پياده كرد.

پاسخ دادن به سوالات فوق از دل ساعتها به سر و سينه زدن و زنجير زدن و قمه زدن به هيچ وجه بيرون نمي ايد ، بلكه ماهها مطالعه و تحقيق و پي گيري و تلاش و جهاد لازم است .

د رعزاداري براي عزاداري زمان عزاداري 10 روز اول محرم است و 10 روز اخر صفر ، اما در عزاداري براي ياري كردن امام حسين (ع) همه روزهاي سال جزو ايام عزاداري است . چرا كه انقدر كار به زمين گذاشته شده هست و انقدر تلاش و پيگيري براي تحقق اهداف امام حسين (ع) لازم است كه همه اوقات سال را پر خواهد كرد. خلاصه و نتيجه گيري: عزاداري ناب حسيني ضمن اينكه وسعت و پهناي زيادترو خيلي بيشتري از عزاداري رايج دارد اما حد و حصرهاي بسيار فراواني هم دارد . اگر هدف ترويج فرهنگ و مكتب امام حسين (ع) است خيلي از معيارها را بايستي رعايت كرد ،اما اگر صرفا مجلس ارايي و دسته راه انداختن و از اين قبيل حرفهاست ، ما هم بحث خاصي روي ان نداريم . 

********************************************************************

قسمت چهارم :

سي دي شماره 1 :دقايق 37:12 تا 38:29

جناب آقاي حاج حسن خلج :من يادم هست كه نقل كرده اند براي من ،كه از ايت الله بروجردي بزرگ كه د رزمان خودشان بزرگترين مرجع شيعه بودند .

سوال كردند ا زاقا ، نه سوال كردند ،اقا را ترغيب و تشويق كردند به اينكه شما فتوايي بدهيد كه قمه زنها قمه نزنند .

حضرت ايت الله بروجردي ،ظهر عاشورا رفتند منبر ، روضه خواندند ، مردم گريستند بر سيدالشهدا ، بعد گفتند ازمن خواستند كه بر حرمت قمه زني فتوا بدهم ، 365 روز سال را ما مرجع هستيم مردم تقليد مي كنند ، يك روزش امام حسين مرجع است ، مردم ا ز امام حسين تقليد مي كنند .

تحليل و نقد :

مطلبي كه جناب اقاي خلج مطرح كرده اند با احتمال قريب به يقين كذب محض است به چند دليل :

اولا : جنين مطلبي ا ز ايت الله بروجردي د ر كتابها و خاطرات مختلفي كه از ايشان نقل شده وجود ندارد .

ثانيا: جرياني وجود دارد كه دقيقا برعكس جريان فوق است و من احتمال مي دهم كه همين جريان را تحريف كرده اند و براي جناب اقاي خلج تعريف كرده اند و جناب اقاي خلج بدون اينكه تحقيقي كرده باشند و يا حتي كمي در مضمون اين جريان تاملي كرده باشند اين جريان را نقل كرده اند .

اما ان جريان چه بوده است ؟

افراد مختلفي جرياني كه در ذيل مي ايد را نقل كرده اند و من ا ز قول استاد مطهري در كتاب حماسه حسيني صفحه 334 ( ا زمجموعه اثار شماره 17 ) نقل مي كنم .

استاد مطهري نقل مي كنند كه :((... يادم هست د رسالهايي كه در قم بودم در آنجا هم يك نما يشها و شبيه هاي خيلي مزخرفي در ميان مردم بود . سالهاي اول مرجعيت مرحوم آيت الله بروجردي (رضوان الله عليه) بود كه قدرت فوق العاده داشتند . قبل از محرم بود . به ايشان گفتم وضع شبيه خواني ما اين جور است . دعوت كردند ، تمام رؤساي هيئت نزد ايشان آمدند . از آنها پرسيدند : شما مقلد جه كسي هستيد ؟ همه گفتند ما مقلد شما هستيم . فرمودند : اگر مقلد من هستيد ، فتواي من اين است كه اين شبيه هايي كه شما به اين شكل در مي آوريد حرام است . با كمال صراحت به آقا عرض كردند كه آقا ما در تمام سال مقلد شما هستيم الّا اين سه چهار روز كه ابداً از شما تقليد نمي كنيم . گفتند و رفتند و به حرف مرجع تقليدشان اعتنا نكردند . اين نشان ميدهد كه هدف ، امام حسين (ع) نيست . هدف ، اسلام نيست . نمايشي است كه از آن استفاده هاي ديگري و لا اقل لذتي مي برند...))

ايت الله طاهري خرم ابادي نيز در خاطرات خود به اين جريان اشاره كرده كه مي توانيد به ادرس زير مراجعه كنيد :

http://www.irisn.com/ketabkhaneh/yazde/khaterate_ayatoallah_mohammad_yazdi_09.htm

د رهمين خاطره كه در سايت فوق امده است ايت الله طاهري خرم ابادي نقل مي كنندكه :((..يك با ر در اصفهان د رخصوص قمه زدن ،استفتايي طرح شد تا از طريق بنده به قم برده و جواب ان از حضرات ايات بروجردي ،خوانساري ،صدر و حجت گرفته شود . من هم غافل از اين كه استفتاء مزبور داراي بعد سياسي است ، د ر كمال سادگي ان را به نزد علما بردم و جواب خواستم . قرار بر اين شد كه اقايان بعدا پاسخ بدهند . من قضيه را پي گيري كردم و جوابها را يك به يك دريافت نمودم كه البته بعضي از انها سربالا بود .

در اين ميان مرحوم ايت الله بروجردي از پاسخگويي خودداري كردند و بنده در سوال اصرار ورزيدم و حتي يك بار پيشكار ايشان ، حاج احمد به من پرخاش كرد و گفت : اقا به اين گونه استفتائات پاسخ نمي دهند و چرا شما متوجه نيستيد و هرروز مراجعه مي كنيد ؟ من هم با لحن نسبتا تندي گفتم : چرا اين را از اول نگفتيد ؟ من نمي دانستم كه پاي مسائل سياسي در بين است .

بعدها بيشتر واقف شدم كه پاسخگويي به سوالاتي از اين دست بسيار حساس است و بايد اطراف قضيه به دقت ملاحظه شود تا تبعات منفي به بار نيايد . ...))

بنابراين ملاحظه مي كنيد كه وقتي ايت الله بروجردي حتي حاضر به پاسخ به استفتاء در مورد قمه زني نيستند چطور ممكن است به اين صراحت د رترويج قمه زني ان هم روي منبر صحبت كنند .

نتيجتا اينكه جمله " 365 روز سال را ما مرجع هستيم مردم تقليد مي كنند ، يك روزش امام حسين مرجع است ، مردم ا ز امام حسين تقليد مي كنند ." نه تنها از ايت الله بروجردي نيست بلكه جمله ايست كه روساي هيئت هاي مذهبي به خود اقا گفته اند كه منظورشان اين بوده كه ما در اين قضيه مقلد شما نيستيم .

ثالثا: جمله " 365 روز سال را ما مرجع هستيم مردم تقليد مي كنند ، يك روزش امام حسين مرجع است ، مردم ا ز امام حسين تقليد مي كنند ." از هر مرجعي گفته شود حرف بسيار زشت و توهين اميز هم به مرجعيت و هم به امام حسين است ، چرا كه اين شبهه را القا مي كند كه راه مراجع با راه امام حسين 2 چيز مجزا است و نظراتشان با هم فرق مي كند و زشت تر اينكه سهم امام حسين از پيروي فقط يك روز در سال است . و من فكر نمي كنم هيچ مرجعي حاضر باشد چنين حرف زشتي را بر زبان اورد .

رابعا: كجا و چه موقع امام حسين دستور و توصيه به قمه زني داشته اند كه ايت الله بروجردي بخواهند بگويند كه در اين زمينه امام حسين مرجع هستند و بايستي به نظر ايشان عمل كرد . اتفاقا همه دعوا ها همين جاست كه هيچ توصيه يا حتي تاييديه ديني درباره قمه زني از هيچ كدام از ائمه معصومين (ع) وجود ندارد و اگر وجود مي داشت ايا برخي از مراجع جرئت مخالفت با اين توصيه ها را داشتند . مطمئنا خير .

 

********************************************************************

قسمت پنجم :

انشاالله به زودي اماده خواهد شد . منتظر ادامه نقد باشيد .من هم منتظر نظرات شما هستم

پيام هاي ديگران        link        دوشنبه، 9 بهمن، 1385 -

توزيع قمه توسط انگليسي ها

توزيع قمه توسط انگليسي ها

صحبتهاي استاد رحيم پور ازغدي در سخنراني پيش از خطبه هاي نماز جمعه تهران :

...در اسناد وزارت خارجه انگليس بعدها منتشر شد و افشا شد كه در ايران و عراق و هند دست كم اينها سرمايه گذاري كلاني كردند كه چطور در محافل مذهبي و هيئت هاي مذهبي از جمله بين شيعيان نفوذ بكنند . و از جريان پاك و ارزشمند مدح اهل بيت سوءاستفاده بكنند و

اين جريان مبارك مؤثر در تاريخ شيعه و انقلاب را تبديل كنند به عامل مخدر و تفرقه بين مسلمين . حتي در يكي از اسناد آنها امده كه بين بعضي از هيئت هاي مي آمدند اشعاري را براي مداحي در اختيار آنها قرار مي دادند كه كاملا بدعت بود . قمه توزيع مي كردند بين عزاداران با بودجه خودشان . واينها همه دستهايي است كه پشت پرده واقعا در اين قضيه دخالت دارد و بايد اين دخالت ها را ديد . البته ممكن است يك مداحي با اخلاص دروغ بگويد و يك عزادار با اخلاص هم قمه بزند . ما بحثي با اون هايي كه اين كارها را انجام مي دهند نداريم . انها ممكن است ماجور هم باشند چون با صداقت هم انجام مي دهند . اما توجه داشته باشيم كه پشت اين جريانات و پرده ها گاهي ممكن است دستهايي د ركار هست براي اينكه تفرقه و فتنه ايجادبكند و يك ادبيات افراطي . روشهاي غالي گرانه . بدعت و هتاكي نسبت به مقدسات ساير مذاهب اسلامي را باب بكنند و مسلمين را از جبهه اصلي و نبرد اصلي منحرف بكنند ...

منبع

: نقل از سي دي مجموعه سخنرانيهاي استاد رحيم پور ازغدي تحت عنوان " انچه نگفتند " سي دي شماره 1 (عنوان سخنراني : سيره حاكمان : چه بايد كرد ؟ دقايق 6:00 تا 7:30 ) ا زموسسه فرهنگي طرحي براي فردا

پيام هاي ديگران        link        یکشنبه، 8 بهمن، 1385 -

بيانات مقام معظم رهبری درباره قمه زنی


  من قلبا از او ناراضی ام

من واقعاً مي ترسم از اين كه خداي ناكرده، در اين دوران كه دوران ظهور اسلام، بروز اسلام، تجلّي اسلام و تجلّي فكر اهل بيت عليهم الصّلاةوالسّلام است، نتوانيم وظيفه مان را انجام دهيم. برخي كارهاست كه پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دين نزديك مي كند. يكي از آن كارها، همين عزاداريهاي سنّتي است كه باعث تقرّب بيشتر مردم به دين مي شود. اين كه امام فرمودند «عزاداري سنّتي بكنيد» به خاطر همين تقريب است. در مجالس عزاداري نشستن، روضه خواندن، گريه كردن، به سروسينه زدن و مواكب عزا و دسته هاي عزاداري به راه انداختن، از اموري است كه عواطف عمومي را نسبت به خاندان پيغمبر، پرجوش مي كند و بسيار خوب است. در مقابل، برخي كارها هم هست كه پرداختن به آنها، كساني را از دين برمي گرداند.
بنده خيلي متأسفم كه بگويم در اين سه، چهار سال اخير، برخي كارها در ارتباط با مراسم عزاداري ماه محرّم ديده شده است كه دستهايي به غلط، آن را در جامعه ما ترويج كرده اند. كارهايي را باب مي كنند و رواج مي دهند كه هر كس ناظر آن باشد، برايش سؤال به وجود مي آيد. به عنوال مثال، در قديم الايام بين طبقه عوام النّاس معمول بود كه در روزهاي عزاداري، به بدن خودشان قفل مي زدند! البته، پس از مدتي، بزرگان و علما آن را منع كردند و اين رسم غلط برافتاد. اما باز مجدّداً شروع به ترويج اين رسم كرده اند و شنيدم كه بعضي افراد، در گوشه و كنار اين كشور، به بدن خودشان قفل مي زنند! اين چه كار غلطي است كه بعضي افراد انجام مي دهند!؟
قمه زدن نيز همين طور است. قمه زدن هم از كارهاي خلاف است. مي دانم عدّه اي خواهند گفت: «حق اين بود كه فلاني اسم قمه را نمي آورد.» خواهند گفت: «شما به قمه زدن چه كار داشتيد؟ عدّه اي مي زنند؛ بگذاريد بزنند!» نه؛ نمي شود در مقابل اين كار غلط سكوت كرد. اگر به گونه اي كه طيّ چهار، پنج سال اخير بعد از جنگ، قمه زدن را ترويج كردند و هنوز هم مي كنند، در زمان حيات مبارك امام رضوان اللّه عليه ترويج مي كردند، قطعاً ايشان در مقابل اين قضيه مي ايستادند. كار غلطي است كه عدّه اي قمه به دست بگيرند و به سر خودشان بزنند و خون بريزند. اين كار را مي كنند كه چه بشود؟! كجاي اين حركت، عزاداري است؟! البته، دست بر سر زدن، به نوعي نشانه عزاداري است. شما بارها ديده ايد، كساني كه مصيبتي برايشان پيش مي آيد، برسروسينه خود مي كوبند. اين نشانه عزاداري معمولي است. اما شما تا به حال كجا ديده ايد كه فردي به خاطر رويكرد مصيبت عزيزترين عزيزانش، با شمشير برمغز خود بكوبد و از سر خود خون جاري كند؟! كجاي اين كار، عزاداري است؟! قمه زدن، سنّتي جعلي است. از اموري است كه مربوط به دين نيست و بلاشك، خدا هم از انجام آن راضي نيست. علماي سلف دستشان بسته بود و نمي توانستند بگويند «اين كار، غلط و خلاف است.» امروز روز حاكميت اسلام و روز جلوه اسلام است. نبايد كاري كنيم كه آحاد جامعه اسلامي برتر، يعني جامعه محب ّ اهل بيت عليهم السّلام كه به نام مقدس وليّ عصر ارواحنافداه، به نام حسين بن علي عليه السّلام و به نام اميرالمؤمنين عليه الصّلاةوالسّلام، مفتخرند، در نظر مسلمانان و غيرمسلمانان عالم، به عنوان يك گروه آدمهاي خرافي بي منطق معرفي شوند. من حقيقتاً هر چه فكر كردم، ديدم نمي توانم اين مطلب - قمه زدن - را كه قطعاً يك خلاف و يك بدعت است، به اطّلاع مردم عزيزمان نرسانم. اين كار را نكنند. بنده راضي نيستم. اگر كسي تظاهر به اين معنا كند كه بخواهد قمه بزند، من قلباً از اوناراضي ام. اين را من جدّاً عرض مي كنم. يك وقت بود در گوشه و كنار، چند نفر دوظ'ر هم جمع مي شدند و دور از انظار عمومي مبادرت به قمه زني مي كردند و كارشان، تظاهر - به اين معنا كه امروز هست - نبود. كسي هم به خوب و بد عملشان كار نداشت؛ چرا كه در دايره محدودي انجام مي شد. اما يك وقت بناست كه چند هزار نفر، ناگهان در خياباني از خيابانهاي تهران يا قم يا شهرهاي آذربايجان و يا شهرهاي خراسان ظاهر شوند و با قمه و شمشير برسر خودشان ضربه وارد كنند. اين كار، قطعاً خلاف است. امام حسين عليه السّلام، به اين معنا راضي نيست. من نمي دانم كدام سليقه هايي و از كجا اين بدعتهاي عجيب و خلاف را وارد جوامع اسلامي و جامعه انقلابي ما مي كنند؟!


  بيانات مقام معظم رهبري در جمع روحانيون استان « كهگيلويه و بوير احمد» در آستانه ماه محرّم    17/03/1373

------------------
نماز نخوانند، اما قمه بزنند!
-------------------------------------------
كسي كه با مسائل كشور شوروي سابق و اين بخشي كه شيعه‏نشين است - جمهوري آذربايجان - آشنا بود، مي‏گفت: آن وقتي كه كمونيستها بر منطقه آذربايجان شوروي سابق مسلط شدند، همه آثار اسلامي را از آن‏جا محو كردند؛ مثلاً مساجد را به انبار تبديل كردند؛ سالنهاي ديني و حسينيه‏ها را به چيزهاي ديگري تبديل كردند و هيچ نشانه‌ايي از اسلام و دين و تشيع باقي نگذاشتند؛ فقط يك چيز را اجازه دادند و آن «قمه زدن» بود! دستورالعمل رؤساي كمونيستي به زيردستان خودشان اين بود كه مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند؛ نماز جماعت برگزار كنند؛ قرآن بخوانند؛ عزاداري كنند؛ هيچکار ديني نبايد بكنند؛ اما اجازه دارند كه قمه بزنند! چرا؟ چون خود قمه زدن، براي آنها يك وسيله تبليغ بر ضد دين و بر ضد تشيع بود! بنابراين، گاهي دشمن از بعضي چيزها اين‏گونه عليه دين استفاده مي‌کند. هرجا خرافات به ميان بيايد، دينِ خالص بدنام خواهد شد.

(نقل شده در ديدار عمومي با مردم مشهد در اول فروردين 1376)
**************************

پيام هاي ديگران        link        جمعه، 6 بهمن، 1385 -